سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

302

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

شخص قادر واجب است شتر و اگر از آن عاجز شد گاو بايد بدهد و در صورت عجز و عدم تمكن از گاو ، گوسفند تكليف او است و مرحوم مصنف در كتاب دروس به اين رأى قاطع شده و آن را اختيار نموده است ولى روايت وارده بر رأى اول دلالت دارد و در آن تصريح شده كفاره به جهت نگاهى است كه بزنان بيگانه نموده نه بخاطر احتلام . ناگفته نماند كه اگر شخصى به قصد احتلام نگاه نمود و يا عادتش اين است كه به مجرد رؤيت محتلم مىشود اگر بوى نگريست و محتلم شد حكم كشى را دارد كه استمناء نموده است . قوله : من غير قصد له : ضمير در [ له ] به امناء راجعست قوله : اى عليه : ضمير در [ عليه ] به موسر راجع بوده و اين عبارت مرحوم شارح اشاره است باينكه ( لام ) در عبارت مصنف ( ره ) به معناى ( على ) است . قوله : و قيل ينزل ذلك : قائل اينقول مرحوم شيخ طوسى در كتاب مبسوط و مرحوم علامه حلّى در اكثر تصنيفاتش مىباشد . قوله : ينزّل ذلك : مشاراليه [ ذلك ] وجوب حيوانات ثلاثه ( شتر ، گاو ، گوسفند ) است . قوله : على القادر عليها : ضمير به [ بدنه ] عائد است . قوله : و به قطع فى الدروس : ضمير در [ به ] به قول قيل راجعست . قوله : و الرواية تدلّ على الاول : مقصود از روايت حديثى است كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 9 ص 272 به اين شرح نقل نموده :